part37

وقتی به خونه جونگکوک رسیدن، ا/ت با نگاه به اطراف گفت:

— اینجا خیلی خوبه! اصلاً فکر نمی‌کردم خونه‌ات اینجوری باشه.

جونگکوک و در رو باز کرد:

— خب، اینجا خونته. راحت باش.

ا/ت با یه نگاه به داخل اتاق، پرسید:

— اتاقم کجاست؟

جونگکوک کمی مکث کرد و بعد با اشاره دست گفت:

— اونجا . فقط از الآن به بعد هر دو با همیم. دیگه همه چیز تغییر کرده.

ا/ت یه نگاهی به کمدی که توی اتاق بود انداخت و گفت:

— پس لباس‌هام ؟

جونگکوک سرش رو عصبی تکون داد:

— . لباس‌هایی که برات خریدم تو کمده. زیاد سوال نپرس

ا/ت نگاهی به کمد انداخت و یکی از لباس‌ها رو بیرون کشید:

— خب، باید لباسام رو عوض کنم.

جونگکوک گفت:

— من میرم بیرون که راحت باشی. ولی اون لباس رو نپوش لباس خوابت توی اون یکی کمده پیشه لباس های خودم

وقتی ا/ت لباسش رو عوض کرد و دوباره به اتاق برگشت، جونگکوک با لبخند گفت:

— خیلی خوب شدی.

ا/ت ، جواب داد:

— مرسی.
(ات ویو)
همه لباس خواب ها باز بود سعی کدوم پوشیده ترین لباس خواب رو انتخاب کردم و پوشیدم

جونگکوک اومد داخل اتاق
روی تخت دراز کشید به من اشاره کرد برم کنارش
کنارش؟
با فاصله زیادی رو تخت دراز کشیدم که بلند شد چراغ رو خاموش کرد و لباسش رو دراورد دراز کشید تقریبا نیم ساعت طول نکشید که روی تخت نشست و گفت:


---

ا
دیدگاه ها (۴۵)

لباس ا/ت برای خواب

لباس ات ارایش ات شرط پارت بعد 10 تا لایک و کامنت هرکی یه دون...

لباس ا/ت انگشتر شون لباس جونگکوک

part36

دوست پسر دمدمی مزاج

وحشی پارت 3 +18داشتم از اتاق میرفتم بیرون که یهو تهیونگ دستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط